×
بیتحرف ماحرف شما
x - »
| 31 ارديبهشت 1403, 3:28 ق.ظ
0098 21 88961224

عدم امنیّت در فقدان رأی صواب !‏
17 مهر 1401
بحثی در مرزهای تعریف و تحریف در منابع و آثار فاطمی ‏

در جلسه ی نهم دوره ی تربیت اساتید خطبه ی حمد فاطمی عنوان شد :

در روال اشتباهاتی که وجود دارد مانند داستان آن هفت بند خطبه ، در احتجاج از سوید بن غفلة ‏، نقل شده این دیدار زنان مدینه - که آن ها به خطبه از آن برداشت می کنند و ما گفتیم که خطبه ‏نیست ، چون خطبه یک خصوصیّات ویژه ای دارد و این یک گفتگوی کوتاه بوده است - او مقدمتاً ‏می گوید " المرضة التی توفیّت فیها " حضرت زهرا در آن مریضی که مبتلا شد به آن و وفات کرد ‏در آن . اینجا باید پرسید این تعریف ماوقع است یا تحریف آن ؟! مرزهای تعریف و تحریف را ما ‏باید بفهمیم . شما می خواهید تعریف کنید خطبه ی حضرت را و بیان حضرت را یا این که دارید از ‏همین ابتدا در باء بسم الله تحریفش می کنید ؟ چرا می گوئید در مریضی و چرا اصل واقعه را می ‏برید به سمت وفات ؟ تمام علما هم در آثار فاطمی از سر غفلت این مقدمه را همینطور بی توجه در ‏آثارشان نقل می کنند . در تمام منابر هم همینگونه سرسری نقل می شود که سوید بن غفلة چنین ‏آورده است . که جای سؤال است که این چرا متذکر و نقد و تصحیح نمی شود در آثار ؟ در تمام متون ‏ما و در تمام آثار ما هم نقل شده و می آید ، هیچ اشاره ای نمی شود که این مریضی نبود . کدام ‏مریضی و کدام وفات ؟! اینجاست که شهیده را تبدیل می کنند به متوفّی و متوجّه هم نیستند . در تمام ‏آثار همین نقل می شود از فردی که از اصحاب حضرت امیر علیه السلام است و گفته اند در صفین ‏هم بوده است . یعنی در تمام شروحی که در این زمینه وجود دارد این روایت نقل می شود ، بدون ‏این که اصلاً اشاره ای شود که مرضی و وفاتی نبود . حال وقتی در یک دوره ای یک زن امّی و ‏عامی می آید و می گوید دختر من پاک تر از حضرت زهرا بود چرا بر افروخته می شوید ؟ شما ‏‏1400 سال آمدید و گفتید زهرای شهیده متوفّی بود و در تمام آثارتان این را آوردید ، از یک زن ‏عامی دیگر چه انتظار ؟ تناقضات را ببینید این قدر آشکار و بیّن است ؛ و امّا در این دیدار حضرت ‏می فرماید که من از دنیای شما عائفه و از رجال شما قالیه ام ، اظهار تبرّی می فرماید در این که ‏در واقع جهان من و دنیای شما یکی نیست ، در تعبیر " دنیاکنّ " ونه دنیا - دنیا که خلق خداست و ‏حضرتش از خلق خدا معاذ الله هیچگاه بیزار نیست - می فرماید از دنیای شما ، یعنی آن دنیایی که ‏شما برای خودتان اختیار کرده اید و ساخته اید ، همان دنیایی که شما برای ما، آری؛ برای ما اهل ‏بیت ساختید ، دنیای مصنوع و ساختگی شما . آن دنیا را من از آن متنفر و بیزارم . تبرّی می جویم و ‏کناره می گیرم و رجال شما را در مطلق و اشدّ خشم طرد می کنم . در برابر چه رفتارهایی ؟ " فقبحاً ‏لفلول الحدّ " . قبح بر این رفتار شما در انهزام و انکسار و انثلام که از آن جدّیّت و شبات بُرنده گی - ‏در " حدالشی ء شباته " و " شبات من السیف "- برگشتید به سمت بازی و ملعبه ی باطل " و ‏اللعب بعد الجدّ " بعد از اخذ مجدّانه ی آن درجدّیت حجت ومجاهدت در آن - در بالغ شدن بر امتحان ‏و اختبارش - مثل این داستان تبرّجی که زنان مسلمان در این کشور بوجود آوردند و نتیجه ی آن ‏همین وضع است که در آنیم - نگو مگر چه می شود ما کمی مایل شویم به دنیا ؟ آن کمّ ، این کیف ‏را آفریده است خواهر محترم - یعنی زنان مسلمان که به بازیچه ی دنیا و مال دنیا و زندگی دنیا ‏سرگرم و مشغول شدند ، یک عدّه ای به خود جرأت دادند و مقابل این ها در آمدند . یعنی برخلاف ‏آن و از آن جمله با ادّعای مبارزه و نفرین و با تقلید شعار اینان . با سبّ و وهن و با خیال باطل ‏استجابت الهی ! یعنی خدای ربّ العالمین و اله العالمین بیاید دعای حرام و نفرین شیطانی آن ها را ‏مستجاب کند ؟ چنین چیزی که مستجاب نخواهد شد . ولی نشان می دهد که این ها در یک تحریف ‏بزرگ واقع شده و در آن بزرگ شده اند . در این نفرین ها و مرگ گفتن ها . تحریف شان در لعنتی ‏است که دارند با فعل زبان در کشور پیاده می کنند . لعنت وارد می شود مگر با گفتن این ها و به ‏وجود می آید از سوی خدای ربّ العالمین و از سوی ملائکه الهی در نظام تسبیحی ِ عالم ؟! این اتّفاق ‏معلوم است که نمی افتد . این همه خون شهید بر باد رود ، این همه زجرهای ولایی هدر شود ، این ‏همه تلاش های پیروان ولایت نادیده گرفته شود با یک مرگ بر گفتن آن ها ؟ این که نمی شود و ‏نخواهد شد . ولی بحث این است که این ها هم می دانند که از کجا باید آن اتّفاق و آن تغییر منحوسی ‏که در پی آنند ایجاد شود . این ها هم به نوعی دارند اعتقاد خود را که محصول دین است می رسانند ‏با آن حرف . مثل آن بت پرستانی که به نوعی خدا را دارند عبادت می کنند ، این ها هم می دانند . ‏ولی بحث این است که جهان شان یک جهان متفاوت است و این رفتارها را اتّفاقاً از اهل ولایت و از ‏اهل مذهب آموخته اند . این ها کسانی بودند که به ما می گفتند این قدر مرگ بر این خبیث و آن لعین ‏عالم نگوئید . چرا می گوئید مرگ بر آمریکا ؟ مرگ بر اسرائیل ؟ حالا شما چرا مرگ بر این حقیقت ‏و آن نور گفتنتان بی اشکال است ؟! آقا این قدر منفی نباشید ، این قدرطلب مرگ و این قدر نفرین ‏نکنید . حالا چطور شما خود نفرین می کنید ؟ حالا چطور که خود شعارمرگ می دهید ؟ چون شما ‏اگر بگوئید اشکال ندارد ؟ چرا ؟ البته معلوم است . به این خاطر که این ها معتقدند اگر ما بگوئیم ‏مستجاب می شود ، می ترسند از آن ؛ ولی اگر خودشان بگویند می دانند که اصلاً محلی از اعراب ‏ندارد . فقط در حد وهن یک فحاشی و یک اعتراض صوری در بهانه ای ناموجه در مسیر مزدوری ‏است و توضیحی در این قضیه ندارند . بعد ، حضرت راجع به این بحثِ لغزش هایی که پیش می آید ‏در" و قرع الصفاة " یعنی بیهوده شمشیر بر سنگ هموارکوبیدن - کنایه از عدم نیل به مقصود و ‏عدم تأثیر حیلت ها - می فرماید که " و صدع (یا خور) القناة " " و خَطل الآراء " - یا " خَطل ‏الرأی" که در ظهور سجع متوازی در بهره گیری از آرایه ی ترصیع در تلازم با زلل الاهواء ، ‏آراء صحیح است - با این آراء فاسد وسوء - واضطراب محصول منطق شرارت و خطای ناشی از ‏عدم رؤیت درست - افراد به کجا رسیدند ؟ مثل یک تیغ زنگار خورده شدند . مثل نیزه ای به دو نیم ‏شده از وسط - چون اگر ازرأس به دو نیم شده باشد ، هنوز نیزه است و اگر نصف شده باشد دیگر ‏نیزه نیست . نیزه و سنان باید بلند باشند ؛ چون از دور می خواهند دشمن و هدف را بزنند ، ‏کارکردش معلوم است - بعد می فرماید این لغزش ها " و زلل الأهواء " لغزش هایی که ناشی از ‏هوی و هوس هاست - در فساد رأی یا رأی فاسد ومنطق سرگردان و پوچ " رکب بهم الزلل و زین ‏لهم الخطل‏ فعل من شرکة الشیطان فی سلطانه و نطق بالباطل على لسانه " که در روایتی از ‏معصوم علیه السلام حاصل شرکت وتسلط شیطان بر افعالشان است - موجب ناهنجاری و عدم ‏امنیّتی است که در ندامت فقدان صواب رأی یا رأی صوابی که در حدیث " تحفظ من الخطل‏ تأمن ‏الزلل " منطوی و منظور است - همان خَطل و زللی که اهلبیت علیهم السلام از آن مأمون و ‏معصومند " أنهم المعصومون من الزلل‏ ، المأمونون من الخطل "‏. در جامعه ی ما اکنون این فتنه ‏ها درشباهت وعینیّت آن فتنه هایی که حضرت وصف می فرمایند ، نشان می دهد که بر اساس این ‏هوی و هوس انسان ها - از هر دو طرف - ما رسیدیم به این جریان . سپس إظهار تأسف و حسرت ‏می کنند به هرجی شامل و اشاره می کنند به شمول هرج و مرج و می فرمایند که دیگر نطفه ی فتنه ‏بسته شده است در اشارت " لقد لقحت " . مثل وضع فعلی در کشور ما که نطفه ی فتنه در اثر ‏غفلت ها و سهل انگاری ها بسته شده و دیگر از حد گذشته است - و علاوه برآن مولود هایش هم ‏متولد شده اند ! می بینید دیگر ، مولود فتنه آمده است در وسط صحنه ی اغتشاش ؛ و فحاش و عربده ‏کشان آتش افروزی می کند ، اینها را به غلط نباید دهه ی هشتادی نامید ، اینها مولود نطفه ی ‏دیرپا و امّا کم نموّ و فریز شده ی لقاح مصنوعی و ساختگی دشمنان انقلاب درهمان سال پیروزی اند ‏‏- حضرت در ادامه می فرمایند دیگر کار از دست رفته است و این سخن اساساً با احتمال انگیزه در ‏شبهه ی درخواست ناساز است - جالب این است که در برخورد با خطبه بعضی قائلند به استمداد ‏حضرت زهرا در آخر خطبه . کجا استمداد کرد ؟ این اتمام حجّت بود . استمداد یعنی بیایید کمک کنید ‏به من و بیائید به کمک ما ! امّا حضرت از ابتدا تا انتهای خطبه سخنش از باب اتمام حجّت بود . دائم ‏حجّت تمام کرد ، دائم فریاد زد بر سر مخاطبان در آن مجلس ، که چرا اینگونه هستید ؟! کجای این ‏استمداد است ؟ - این یک می گوید استمداد حضرت زهرا و آن یک به فریاد او می گوید ندای فاطمی ‏و یکی شهادتش را می گوید وفات حضرت زهرا و آن دیگری می گوید فدک خواهی حضرت زهرا ‏در اتهام مادی گرایی ؛ و ما به این ها هیچ نمی گوئیم ، بعد فقط از آن زنِ ناراحت که بی فکر دهان ‏باز کرده و ناخواسته حرفی زده است ناراحت می شویم ؟! سال هاست که دارند این ظلم را به ‏حضرت می کنند در این منابع و منابر . سالهاست دارد ظلم می شود و این ظلم ها نتیجه اش در کج ‏فهمی نسبت به نورانیّت حضرت زهرا سلام الله علیها این می شود که یک آدم عامی هم به خودش ‏اجازه دهد من حیث لا یشعراین حرف را بزند و یا آن عامی دیگر در قصه ی اوشین و عدم امکان ‏الگو گیری از این اسوه ی درخشان 1400 ساله . او که با علم به رخدادها و نارخدادها در کنایه می ‏فرماید که " و أبشروا بسیف صارم و سطوة معتد غاشم و بهرج شامل و استبداد من الظالمین " ‏بشارت باد بر شما به شمشیرهای کشیده و بُرّان و چیرگی مداخله گر ستمکار و خونخوار و شمول و ‏همگانی شدن هرج و مرجی فراگیر - ناشی از خطای بصیرت و شرارت منطق و لغزش هوا جویی ‏‏- و نهایتاً ابتلای به خودرأیی و حکومت مستبد ظالمان . واقعاً اکنون این گروه های ظالم و مستبدی ‏که به این ها دارند خط می دهند در آن سطوه و آن تسلّط شیطانی که بر اذهان این ها پیدا کرده اند، ‏آیا به این ها ظلم نمی کنند ؟ - این افراد و قومی که می بینیم انواع و اقسام ورودها را به این قضیه ‏دارند و در واقع انواع و اقسام خروج ها را از این قضیه دارند " قوم‏ یحسبون أنهم یحسنون صنعا ‏ألا إنهم هم المفسدون و لکن لا یشعرون " - و به این ها دارد ظلم می شود از سوی تحمیق خبری و ‏‏" و استبداد من الظالمین " در نتیجه ای که حضرت زهرا برای این داستان می بینند دراین که " ‏یدع فیئکم زهیدا "غنائم و ثروتهای شما را اندک داده و بر باد می دهند " و جمعکم حصیدا " و ‏این فتنه جمع و جمعیّت شما را پراکنده و خامد و دور و لَت و پار و تار و مار و درو می کند با ‏شمشیرهایش ؛ واین ممکن است هزاران سال هم طول بکشد ، در هر دوره ای شاهد یک نوع تار و ‏ماری ، یک نوع فتنه و یک نوع از هرج و مرج هستیم ؛ و به این هرج و مرج ها زمانی پایان داده ‏می شود که آن نور، حقیقتش دیده شود .‏


توضیح عکس اختصاصی ‏‎ : ‎صحن مطهر فاطمة الزهراء سلام الله علیها ، حرم معلای امیرالمؤمنین علیه السلام ، نجف اشرف/ اربعین 1401‏

برچسب ها :


نام*
ایمیل*
نظر*




نسخه قابل چاپ
کد خبر : 50184
تاریخ خبر : 1401/07/21-11:41
تاریخ به روز رسانی : 1402/11/24-10:03